.jpg)
آنچه این روزها در مورد سنتوری به گوش می رسد ، پخش وسیع CDهایی که معلوم نیست چگونه وارد بازار شده اند و چگونه اینقدر سریع و فراگیر در دسترس قرار گرفته اند.
وزارت ارشاد با دلایل خاص خود این فیلم را غیر قابل نمایش تشخیص داد. سؤال اصلی اینجاست:مجموعه ای که امروز در وزارت ارشاد حضور دارند،چرا یکسال پیش اجازه دادند این فیلم در جشنواره فجر به نمایش گذاشته شود ؟ شاید لازم باشد قبل از طرح این سؤال از آنها بپرسیم که اصلاً چرا به فیلمی مثل سنتوری اجازه تولید داده شد ؟
یک سؤال دیگر هم داریم : وقتی با نمایش در جشنواره فیلم فجر، متوجه اشکالات این فیلم شدید ، چرا فرصت دادید این فیلم مورد قضاوت قرار بگیرد؟
یک کارگردان بزرگ ، با حدود 40 سال سابقه فیلمسازی یک اثر اجتماعی می سازد . این فیلم در جشنواره به نمایش گذاشته می شود ، سیمرغ بلورین بهترین فیلم به رأی مردم را دریافت می کند ، بازیگر نقش اصلی اش سیمرغ بلورین می گیرد ،

خواننده ای( محسن چاووشی ) که صدای او روی فیلم شنیده می شود آدم مطرحی است ، تمام این فاکتورها از جذابیت های آشکار سنتوری برای مردم خبر می دهد. به این فاکتورها اضافه کنید خبر توقیف ناگهانی این فیلم را !
مسؤلان وزارت ارشاد متأسفانه همانند یک گروه کاربلد مطبوعاتی و تبلیغاتی به فیلم سنتوری سرویس دادند و عطش مخاطب را برای تماشای آن در حد قابل قبولی بالا بردند !
به تمام سؤلات اضافه کنید این پرسش را : چرا مسؤلان وزارت ارشاد از تهیه کننده و عوامل این فیلم تضمین لازم را برای پخش نشدن احتمالی آن در قالب CD نگرفتند؟
سنتوری فیلمی بود که به نظر مسؤلان سینمایی براساس اشتباهات کارگردان و تهیه کننده اش ساخته شد و در جشنواره بیست و ششم فیلم فجر هم بر اساس تصمیم گیری اشتباه مسؤلان سینمایی روی پرده رفت و سپس مجوز اکران عمومی هم گرفت ... برای جبران اشتباهات ، توقیف این فیلم در عصر CD ، دانلود و ... تصمیم اشتباهی بود.اگر سنتوری حتی با جرح و تعدیل فراوان برای چند هفته اکران می شد ، در نهایت یکی دو میلیون نفر آن را تماشا می کردند و عطش مردم نسبت به دیدن فیلم به پایان می رسید اما مسؤلان آنقدر قافیه در به این فیلم تنگ کردند تا مردم هم روی این ماجرا حساس شدند. متأسفانه اشتباهات مدیریتی باعث شد به جای آن که یکی دو میلیون نفر بلیت بخرند و برای دیدن سنتوری به سینما بروند ، حالا سنتوری در قالب یک CD به خانه ایرانی ها برود و ده،پانزده میلیون بیننده پیدا کند که هر کدامشان بارها و بارها این فیلم را نگاه کنند!
اگر تماشای فیلم سنتوری را تخلف بدانیم ، حالا باید اعتراف کنیم بر اساس تصمیم گیری های اشتباه ، همه مردم با دیدن این فیلم مرتکب تخلف شدهاند.
داریوش مهرجویی تماشای سنتوری را حرکتی ناجوانمردانه می داند و مردم می گویند : چرا فیلمی که قسمتیاز هزینه های آن با بیت المال تأمین شده ، هنرپیشه اش جایزه گرفته و در در همین سرزمین به عنوان بهترین فیلم از نگاه مخاطبان جشنواره فجر شناخته شده و از طرف دیگر هیچ شانسی برای نمایش عمومی آن وجود ندارد را ببینیم ؟!
علی سنتوری چه خوب چه بد چه نادرست چه درست چه معقول چه نامعقول تمام حرف هایش را با مخاطبان سینما در میان گذاشته است .این شخصیت چه بخواهیم و چه نخواهیم حالا به یکی از مطرح ترین شخصیت های اجتماعی امروز ایران تبدیل شده است و درسایت های اینترنتی هم گروه سنتوری ها هر روز رونق بیشتری می گیرد.
سؤال آخر این است : در شرایطی که مسؤلان مبارزه با مواد مخدر از ساخت سنتوری رضایت کامل دارند و آن را فیلمی آموزنده می دانند ، چرا گروهی دیگری از تصمیم گیرنده ها نظرشان نسبت به این فیلم از زمین تا آسمان متفاوت است؟؟؟
در پایان تنها میگویم: برای وزارت ارشاد به خاطر گندی که زده است متأسفم چرا که ما هواداران محسن چاووشی عزیز از آغاز دل خوشی از وزارت ارشاد نداشتیم و نداریم...